السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
85
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
روشن است كه چنين نظرى در منطق خرد محكوم است ، زيرا وجود كثرت در عالم خارج قابل انكار نيست ، و انكار آن مساوى با سفسطه مىباشد . بنابراين ، نمىتوان گفت كه تمام اين اشياى خارجى موهوم و پندارى بوده و هيچ بهرهاى از وجود ندارند و تنها ساختهء ذهن و خيال ما مىباشند و تنها يك چيز تحقق دارد و آن ذات اقدس خداوند است . « 1 » نظريهء وحدت وجود و كثرت موجود و نقد آن 2 . قول دوم نظريهء محقق دوانى است كه به « وحدت وجود و كثرت موجود » شهرت دارد . برطبق اين نظريه در جهان ، « وجود حقيقى » يكى است و آن همان وجود واجب تعالى است اما « موجودات » فراوانى تحقق دارند و در نتيجه ، « موجود » - به معناى منتسب به وجود حقيقى نه داراى وجود حقيقى - كثير و متعدد است . ماهيات بىشمارى هستند كه در اثر ارتباط و انتساب به آن وجود يگانه ، تحقق يافته و منشأ اثر گشتهاند . به اين سخن ، پيش از اين اشاره كرديم و گفتيم : اين عقيده مبتنى بر اصيل بودن ماهيتى است كه انتساب به واجب دارد . و با توجه به بطلان اصالت ماهيت عموما ، و مردود بودن اين سخن كه ماهيت پس از انتساب به واجب تعالى ، اصالت مىيابد خصوصا ، اين نظريه پايه و اساسى نخواهد داشت .
--> ( 1 ) . شايان ذكر است كه وحدت وجود عرفا بيان ديگرى نيز دارد كه در واقع به نظر چهارم برمىگردد و در اين صورت قابل توجيه فلسفى خواهد بود . در واقع ديدگاه نهايى علامه طباطبايى و نيز صدر المتألهين وحدت وجود است ، اما با تفسير و تبيين بسيار ظريف و دقيق كه نه تنها با عقل و برهان ناسازگار نيست ، بلكه علاوه بر استدلال برهانى ، آيات قرآنى نيز آن را تأييد مىكند . ( ر . ك : رسائل توحيدى ، علامه طباطبايى ، ترجمه على شيروانى ، رسالهء نخست ؛ اسفار ، ج 2 ، فصلهاى آخر ) . البته از ظاهر كلمات پارهاى از عرفا مطلب ديگرى استفاده مىشود كه ربطى با وحدت وجود به معناى فوق ندارد ، بلكه در واقع نوعى وحدت شهود است و آن اينكه انسان در اثر سير و سلوك و تهذيب نفس به جايى خواهد رسيد كه به جز خدا نمىبيند . يعنى در اثر عشق مفرط به ذات اقدس إله ، به هرچيز مىنگرد ، آن را به عنوان آيت و نشانهء او مىبيند ، چون ويژگى عشق ، تكبينى است و در ديد عاشق ، همهچيز خبر از معشوق مىدهد . اين مطلب البته مطلبى است حق و مورد تأييد بسيارى از روايات و بلكه آيات ولى از محل بحث بيرون است .